داستان طنز
10 آبان 1395 توسط فاطمه ياري علي آبادي
داستان طنزمرحوم ازایت الله مجتهدی تهرانیدرخت گردوشخصی زیر درخت گردو ایستاده بود و میگفت: «خدایا! همه کارهایت درست است فقط نمیفهمم چرا گردوی به این کوچکی را بالای این درخت بزرگ قرار دادهای ولی هندوانه به آن بزرگی را لای بتههای کوچک! » همینطور که داش… بیشتر »